اجتماعی

روایت جهانگرد «بی مسیر» ترکیه ای از سفر به ایران و افغانستان

محمد گنچ مقلب به سیاح بی مسیر جهانگردی که به توصیف مردم و مناطق کمتر شناخته شده در جهان از طریق ابزارهای مختلف می پردازد، از تجربیات سفرهایش به ایران، افغانستان، تاجیکستان و سایر نقاط جهان سخن گفت.

21.09.2017
روایت جهانگرد «بی مسیر» ترکیه ای از سفر به ایران و افغانستان

استانبول/ شاهین دمیر/ خبرگزاری آناتولی

محمد گنچ یا همان «سیاح بی مسیر» به ترکی ( Rotasız Seyyah) پس از سفر هزار روزه خود به کشورهای آمریکای لاتین و همچنین ایران، افغانستان و تاجیکستان که بخش عمده این سفر را تشکیل می دهند، در مورد تجربیات، مشاهدات خود و آیین و آداب مردم این مناطق به سئوالات خبرنگار آناتولی پاسخ داد.

این جهان گرد 35 ساله که نخستین سفرش را در سال 2010 در 28 سالگی به عنوان یک سفر کاری به تایلند انجام داده بود، می گوید که فتیله ماجراجویی وی از همان سفر روشن شده است. به طوری که از کار دائمی در شرکتی که در زمینه فناوری اطلاعات فعالیت می کرده استعفا داده و برای رفتن به کشورهای بیشتر به شغل عکاسی آزاد روی آورده است.

گنچ در خصوص روند آغاز سفرهایش به نقاط مختلف جهان و همچنین در مورد آخرین جهانگردی هزار روزه‌اش اظهار داشت: با سفر کاری تایلند، نخستین باری بود که قدم به خارج از مرزهای ترکیه گذاشتم و در راه به فکر این بودم که چرا نتوانم این اقدام را به یک شغل تبدیل کنم. سپس پروژه‌ای در این زمینه به ذهنم رسید و آن را با بیش از 100 شرکت تجاری در میان گذاشتم. اما کسی توجهی نکرد. با توجه به مخاطبان بالای اینترنتی در رسانه های اجتماعی شخصی، تصمیم گرفتم که این پروژه را محقق کنم. اما در ادامه اسپانسرهای بسیار مطرحی در این امر من را یاری کردند.

وی گفت: شروع به کار عکاسی آزاد کردم و برای چند هفته سفر یک ماه کار می کردم و با کمک های جزیی مخاطبان اینترنتی و کسانی که سفرها و نوشته های من در این باره را دنبال می کردند، به سفر خود ادامه دادم. تا این که حامیان مالی مانند خطوط هواپیمایی قطر و برخی برندهای دیگر شروع به حمایت من کردند. با این تحول حالا می توانم به راحتی به سفرهای آینده ادامه دهم.

- چرا لقب سیاح بی مسیر را برای خودتان انتخاب کرده‌اید و آخرین سفر شما به کدام مناطق یا کشورها بود؟

این لقب به این خاطر است که من از پیش مسیری با هدف مشخصی انتخاب نمی کنم، بلکه سفرهایم، مقصد بعدی را تعیین می کنند. به طور مثال بلیط رفت برای یک کشور را می خرم، اما بلیط برگشتی در کار نیست.

آخرین سفر من به ایران، افغانستان، تاجیکستان بود. می‌شود گفت که همین 10 روز پیش از سفر هزار روزه به ترکیه بازگشتم.

- به کدام نقاط ایران سفر کردید و چه چیزهایی برای شما جالب بود؟

من سفر به ایران را از شهر مشهد آغاز کردم و حدود دو ماه در این کشور ماندم. در طول این دو ماه علاوه بر مشهد به شیراز، اصفهان، بندرعباس، یزد، جزیره قشم رفتم و در شهر و روستاهای کوچک مثل میناب و آبیانه نیز بودم.

برای من جالب ترین تجربه در ایران، حضور ترک های قشقایی در این کشور بود. در منطقه فیروزآباد نزدیک شیراز با این مردم که قبلا نمی دانستم در ایران زندگی می کنند آشنا شدم و حتی در خانه و چادرهای برخی از این ترک های قشقایی نیز ماندم. برقراری ارتباط با این مردم از طریق زبان ترکی و گرفتن عکس های بی نظیر از آن ها برای من بسیار لذتبخش بود.

در کل می توانم بگویم که فرهنگ ایرانی و فرهنگ آناتولی از خیلی جوانب به هم نزدیک هستند. مهمان نوازی یکی از این تشابهات است. هر کجای ایران که بروی، مردم همان شهرها شما را به خانه هایشان دعوت می‌کنند. در کنار این، ایران دارای تنوعات فرهنگی بسیاری است. به طور مثال، مرکز شهر شیراز بسیار مدرن است، اما در چند کیلومتری آن عشایر زندگی می کنند که هنوز به آداب و سنن‌ گذشتگانشان پایبند هستند.

- سفر افغانستان چطور گذشت و در کدام شهرهای این کشور حضور داشتید؟

به صورت زمینی از ایران به افغانستان رفتم. اگر راستش را بخواهید، سفر به این کشور برای خارجی ها دشوارهای زیادی دارد، اما به جرأت می توانم بگویم از بین این سه کشور اگر فرصت سفر مجدد پیدا کنم دوباره به افغانستان سفر می کردم. چون خیلی از مناطق آن کشور به دلایل امنیتی امکان دسترسی نداشت.

من در این کشور سفر را از هرات آغاز کردم و به کابل، مزارشریف و منطقه ترکمن نشین ترغندی این شهر رفتم. انفجار بمب ها و حملات تروریستی از جمله چالش هایی هستند که می توانند به حس ماجراجویی و حتی به زندگی تان در افغانستان پایان دهد. موقعی که من در آن جا حضور داشتم، کابل شاهد یکی از بزرگترین حملات مرگبار در تاریخ نزیک خود شد. حتی مسئولان سفارت ترکیه به من گفتند که بهتر است کشور را ترک کنم، اما همانطور که می دانید سفر به افغانستان هر لحظه امکان پذیر نیست و من برای سفر به نقاط مختلف این کشور حدود یک ماه در آن جا ماندم.

در طول این سفر حتی با اعضای طالبان نیز دیدار کرده و عکس های آن ها را در حساب اینستاگرام خود به اشتراک گذاشتم. همچنین با یاری آژانس همکاری و هماهنگی ترکیه «تیکا» به وسیله خودروهای زرهی و با همراهی چند خودرو از روستاهای مناطق ترکمن نشین این کشور که اعضای تیکا در آن جا فعالیت می کنند، دیدن کردم.

- در مورد تجربه خود از تاجیکستان چه می توانید بگویید؟

سفر تاجیکستان کوتاهتر از سفر به دو کشور قبلی بود. در این کشور نیز به مناطق زیادی از جمله خاروق و دامنه کوه‌های پامیر در منطقه بدخشان، محل زندگی ترک های قرقیز در آن منطقه رفتم. مردم این منطقه تابستان ها را در چادر و زمستان‌ها را در خانه‌هایشان سپری می کنند. با این که در وسط فصل تابستان قرار داشتیم، شبهای آن منطقه به قدری سرد بود که باید با لباس گرم در آن جا می خوابیدم.

یکی از ماجراهای جالب در طول سفرهایم، در این کشور اتقاق افتاد. در تاجیکستان باج گیری توسط پلیس آن طور که من مشاهده کردم بسیار رایج است. چرا که در یک مسیر 14 ساعته حدود 12 بار توسط پلیس متوقف شده و ناچار به پرداخت پول شدیم. من این اتفاق را در حساب های

کاربری اینترنتی ام به اشتراک گذاشتم و مورد توجه اکثر مخاطبان قرار گرفت. در این راستا چندی پیش روزنامه‌نگاری از هلند با من تماس گرفت و خواستار وقت ملاقات در این مورد شد. او به من گفت که وزارت کشور تاجیکستان در گزارشی با انتشار عکس من و پستی که گذاشته بودم از جریمه شدن 25 پلیس خاطی در ماجرای باج‌گیری خبر داده است. یعنی این اتقاق با یک موج اجتماعی مواجه شده و چنین نتیجه‌ای داشته است.

- این سه کشور از نظر شما چه تشابهات یا تفاوت هایی دارند؟
ایران و افغانستان از لحاظ فرهنگی بیشتر شبیه هم هستند، اما شاید از برخی جنبه ها، تفاوت هایی داشته باشند. اما به راحتی می توان گفت که ایران پیشرفته تر از این دو کشور است و از این لحاظ هم خیلی متفاوت تر از افغانستان و تاجیکستان است. البته آنچه که از بافت شهرهای تاجیکستان در

ذهنم ایجاد شد، این است که شهرهای این کشور بیشتر به شهرهای روسیه شباهت دارند. این امر هم با توجه به دوران شوروی سابق طبیعی به نظر می رسد.

- کدام کشورهای دیگر در فهرست سفر هزار روزه شما قرار دارند؟
این سفر نخست از مکزیک شروع شد. به تمامی کشورهای آمریکای جنوبی سفر کردم. در هر کدام یک از کشورهای مکزیک و کلمبیا، پنج ماه ماندم و حدود 4 ماه در منطقه آمازون بودم. عکس های زیادی از مردم قبایل مختلف در آمازون گرفتم. کلا سفر آمریکای لاتین بسیار زیبا، اما به

همانقدر هم خطرناک بود. باید قبل از سفر به این کشورها به خوبی در باره مناطق مختلف آن تحقیق و سپس سیاحت را آغاز کرد. حدود 2 سال از سفر مذکور را در این کشورها سپری کردم. اگر فرصت دوباره پیدا کنم بار دیگر می خواهم به کلمبیا و برزیل سفر کنم.

- این سفرها چقدر هزینه دارند؟

به طور متوسط اگر خرج زیادی نکنید تنها با 700، 800 دلار می توانید جهانگردی کنید. 

- آیا سفرهایتان ادامه خواهد داشت و چه پروژه‌های دیگری دارید؟

بله، بعد از یک استراحت کوتاه، در سال جدید به سفرهایم ادامه خواهم داد. اما هنوز کشوری را تعیین نکرده‌ام. در حال حاضر کتاب «ماجراهای سفر سیاح بی مسیر» را که با اصرار مخاطبان خود نوشتم، نشر شده و در کتابفروشی ها موجود است. حال در ماه اکتبر نیز ترجمه انگلیسی‌ این کتاب منتشر خواهد شد. در حال حاضر هم کتاب دوم که از سفر ایران آغاز می شود، در حال تألیف است و به زودی منتشر خواهد شد.

یک پروژه عکس به نام «تصاویر قبل و بعد زنان پس از شنیدن جمله چقدر زیبا هستی!» که محور آن را زنان تشکیل می دهد و بخشی از آن در صفحات مجازی من منتشر شده است، ادامه دارد.

خبرگزاري آناتولي اخبار خود از طريق سامانه مدیریت خبر (HAS) براي مشترکین رسانه‌ای ارسال و فقط بخشي از آنها را خلاصه و در وبسايت خود منتشر ميكند. بنابراين براي دريافت اخبار كامل ما، لطفا تماس گرفته و مشترك شويد!
موضوعات مرتبط
Bu haberi paylaşın