20 دسامبر 2024•بهروزرسانی: 21 دسامبر 2024
سیرت/خبرگزاری آنادولو
دو برادر نوجوان سوری که اکنون در ترکیه زندگی میکنند، پدرشان را بر اثر شکنجه نیروهای رژیم اسد در زندان صیدنایا در دمشق، پایتخت سوریه از دست دادهاند و همچنان در جستجوی یافتن پیکر یا بقایای او هستند.
عزتالدین احمد محمد، معلم دینی و امام جماعت در سوریه، 11 سال پیش به دلیل جنگ داخلی همراه با همسرش سیهام و سه فرزند خردسال خود، شامل دو پسر 5 و 3 ساله و یک دختر یکساله، به ترکیه پناهنده شد.
عزتالدین احمد محمد، که همراه با خانوادهاش در شهر سیرت ترکیه اقامت داشت، پس از گذشت دو و نیم ماه از اقامت در این شهر و در پی درگذشت مادرش، به کشورش بازگشت.
محمد که پس از دفن پیکر مادرش قصد بازگشت به ترکیه را داشت، در مرز توسط نیروهای رژیم اسد دستگیر شد. او پس از بازداشت، در زندان صیدنایا جان باخت.
پس از سرنگونی رژیم بعث و حکومت بشار اسد، خانواده محمد با تأسف عمیق متوجه شدند که او بر اثر شکنجه در زندان صیدنایا جان باخته است.
احمد محمد، نوجوان 16 ساله و یکی از پسران عزتالدین احمد محمد، به خبرنگار آنادولو گفت که پدرش هنگام تلاش برای بازگشت به ترکیه، کامپیوتری متعلق به عمویش را به همراه داشت. این کامپیوتر حاوی تصاویری از جنایات علیه بشریت توسط رژیم بعث و بشار اسد بود.
محمد با اشاره به اینکه در سال 2017 خبری درباره فوت پدرش دریافت کردهاند، اما به دلیل نبودن هیچ مدرکی آن را باور نکردهاند، گفت: «پس از سرنگونی دولت اسد متوجه شدیم که نام پدرم نیز در فهرست افرادی است که در زندان صیدنایا جان خود را از دست دادهاند.»
محمد با چشمانی پر از اشک توضیح داد که به سختی صورت پدرش را به یاد میآورد و گفت: «ما فقط یک استخوان میخواهیم، یک مدرک برای پدرم، حداقل یک قبر داشته باشد.»
محمد با اندوه ادامه داد: «ما امیدواریم که وضعیت کشور بهتر شود و خونهای ریختهشده در سوریه بیهوده نباشد. حالا که بشار اسد رفته است، ما احساس خوشبختی میکنیم، اما نبودن پدر همیشه در دل ما حس غم و خالی بودن به همراه دارد.»
محمد با تشکر از رجب طیب اردوغان، رئیسجمهور ترکیه بهخاطر باز کردن درهای خود بر روی آنها گفت: خداوند از رئیسجمهور اردوغان راضی باشد. انشاءالله خداوند کار خیر ایشان را قبول کند که اجازه داد ما به ترکیه بیاییم. ما 11 سال است که اینجا زندگی میکنیم.
برادرش محمد محمد نوجوان 14 ساله نیز اظهار داشت که از آزاد شدن سوریه از اسد بسیار خوشحال است اما پس از شنیدن خبر مرگ پدرش بسیار ناراحت شده است.
محمد گفت: «من نتوانستم آن شرارتها را که در زندان صیدنایا تماشا کردم فراموش کنم. منظورم این است که این یک تجربه جدی و ترسناک بود. هنوز نمیتوانم باور کنم که چگونه آن جنایتها رخ داد. (اسد) یعنی او مردی بیوجدان بود. ما از رئیسجمهور رجب طیب اردوغان بسیار سپاسگزاریم. او از ما حمایت کرد. سوریه از قبل بهتر شود، هیچ شکنجهای نباشد. اگر مثل یک کشور عادی شود، خیلی خوشحال میشوم. خون شهدا هدر نرود.»