09 آوریل 2026•بهروزرسانی: 09 آوریل 2026
استانبول/خبرگزاری آنادولو
به نظر دکتر سلیم خان ینیآجون، عضو هیات علمی دانشگاه مرمره استانبول، گفتمان انجیلی در آمریکا و رویکرد دینی–ملیگرایانه در اسرائیل، چارچوبی مشترک برای معناگذاری جنگ علیه ایران ایجاد کردهاند. بهگونهای که این جنگ تنها یک تقابل نظامی تلقی نمیشود، بلکه در قالب روایتهایی چون «تاریخ مقدس» و «مبارزه الهی» نیز تفسیر میشود.
جنگی که در 28 فوریه 2026 با حملات هوایی مشترک آمریکا و اسرائیل علیه ایران آغاز شد، اگرچه با اعلام آتشبس دو هفتهای در 7 آوریل وارد مرحلهای موقت از توقف درگیریها شده، اما همچنان وضعیت شکنندهای دارد. ادامه عملیات نظامی اسرائیل در جبهه لبنان یکی از مهمترین عوامل تهدیدکننده این آتشبس به شمار میرود.
در همین حال، تداوم حملات اسرائیل این پرسش را مطرح کرده است که چگونه این کشور با بهرهگیری از روایتهای تاریخی و اسطورهای تلاش میکند سیاستهای جنگی و اشغالگرانه خود را در افکار عمومی داخلی مشروع جلوه دهد. در این چارچوب، نقش تفسیرهای مذهبی برگرفته از سنت تلمودی–ربینی در شکلدهی به سیاست معاصر اسرائیل مورد توجه قرار گرفته است.
در گفتمان سیاسی اسرائیل، تاکید بر مفاهیمی مانند «تاریخ چند هزار ساله» و «پیوند باستانی با سرزمین» به یکی از ابزارهای مهم مشروعیتبخشی سیاسی تبدیل شده است. این روایتها با باورهای اسخاتولوژیک یهودی درباره چرخه ششهزارساله تاریخ جهان نیز پیوند خوردهاند؛ برداشتی که برخی آن را نشانه ورود به «دورهای سرنوشتساز» در سالهای 2025 تا 2026 میدانند.
چنین چارچوب زمانی، سیاست را از سطح محاسبات صرفاً امنیتی و راهبردی فراتر برده و به عرصهای با ابعاد دینی و مقدس منتقل کرده است. در نتیجه، موضوعاتی مانند جنگ، حاکمیت و سرزمین نه فقط مسائل ژئوپولیتیکی، بلکه بخشی از تحقق وعدههای الهی معرفی شدهاند؛ امری که میتواند گزینههایی مانند مذاکره و آتشبس را بهعنوان نشانه ضعف تلقی کند.
در داخل اسرائیل، بهویژه جریانهای راست افراطی نقش مهمی در تقویت این نوع روایتها داشتهاند و این زبان سیاسی بهطور مستقیم بر سیاستهای امنیتی دولت اثر گذاشته است. در این چارچوب، ایران نهتنها یک رقیب ژئوپولیتیکی، بلکه تهدیدی وجودی و حتی الهیاتی معرفی شده است.
در سطح بینالمللی نیز این روایتها از طریق شبکههای مسیحی–صهیونیستی و جریانهای انجیلی در آمریکا تقویت شدهاند. این جریانها نقش مهمی در شکلدهی به چارچوب مشروعیتبخش سیاستهای منطقهای اسرائیل، از جمله جنگ غزه، اشغال کرانه باختری و تقابل نظامی با ایران داشتهاند.
در دوره ریاستجمهوری دونالد ترامپ، این زبان سیاسی بیشتر آشکار شد. ترامپ بارها از تعبیرهایی مانند «نبرد میان خیر و شر» برای توصیف درگیری با ایران استفاده کرد و حتی در برخی سخنان خود ایران را «مرکز شرارت» نامید. چنین ادبیاتی نشاندهنده انتقال منطق جنگ از سطح رقابت امنیتی به سطح تقابل ایدئولوژیک و دینی است.
همزمان، برخی رهبران مذهبی انجیلی نیز جنگ با ایران را نوعی مبارزه معنوی توصیف کردهاند؛ روایتی که تلاش دارد عملیات نظامی را در چارچوبی دینی مشروعیتبخشی کند. این روند نشان میدهد که در گفتمان سیاسی اسرائیل و حامیان غربی آن، جنگهای منطقهای به طور پیوسته در قالب چارچوبهای تاریخی–الهیاتی بازتعریف میشوند، نه صرفا معادلات کلاسیک ژئوپولیتیکی.