آنکارا/ ژیلا محمدخانی/خبرگزاری آناتولی
پنلی با عنوان «ایران بعد از انتخابات» از سوی مرکز مطالعات ایرانی در آنکارا «ایرام» با حضور کارشناسان و دانشجویان مختلف در سالن اجتماعات این مرکز برگزار شد.
دکتر سرحان آقاجان کارشناس مسایل داخلی ایران و به عنوان مدراتور این پنل ضمن اشاره به دوازدهمین انتخابات ریاست جمهوری ایران و پیروزی روحانی گفت: پیروزی روحانی امر جدیدی نیست، زیرا تمام روسای جمهور ایران تاکنون این پست را دو دوره برعهده گرفته اند.
-در ادامه محمد کوچ کارشناس مسايل ایران به عنوان اولین سخنران این پنل اظهار داشت:
"روحانی و خامنه ای در سه سال گذشته دارای اختلاف نظراتی بودند و این موارد حتی در رسانه داخلی نیز مطرح شد. همگی اینها دلایلی مبنی بر وتوی روحانی در این انتخابات را در اذهان عمومی ایران مطرح کرد، ولی تغییر سیاست روحانی و رفتار نرم و به دور از تنش وی در سال آخر سبب رفع این مورد شد.
در اصل اختلاف نظر در موارد مختلفی از جمله سیاست و اقتصاد بین دولت روحانی و رهبر بسیار بارز بوده است. در دوره رئیس جمهوری هاشمی رفسنجانی و محمد خاتمی که روسای جمهور مقتدری بودند و حتی در دوره اول محمود احمدی نژاد اختلاف نظر و مشکلات زیادی بین انها به وجود نیامد.
بعد از دوره دوم ریاست جمهوری احمدی نژاد و حوادث 2009 و در دوران روحانی در خصوص مسایلی مختلفی از جمله اقتصاد و سیاست خارجی اختلافاتی با رهبر داشته است.
روسای جمهور ایران با توجه به اینکه مستقیما از طرف مردم انتخاب می شوند، باید پاسخگوی مردم باشند در عین حال نیز باید پاسخگوی رهبر و دولت و دفاع از کابینه خود در مجلس نیز باشند.
اختیارات رئیس جمهور طبق قانون اساسی مشخص و محدود شده است. کارشناسان امور ایران معتقدند اختیارات رئیس جمهور در حدود 15 تا 20 درصد است. بیشتر امور مربوط به سیاست داخلی و خارجی در دست نیروی سپاه پاسداران است.
ایران امروزه دارای مشکلات خاصی در داخل و خارج است. این مسایل از جمله تورم، کلاهبرداری و بیکاری و موضوعات بعد از برجام در دوران تبلیغات انتخاباتی نیز از سوی رقبا مطرح شد.
بعد از لغو تحریم ها قراردادهایی در زمینه نفتی امضا شد ولی برای بازسازی زیرساخت های فرسوده منابع نفتی نیازمند سرمایه گذاری خارجی به ارزش 250 میلیارد دلار است. از سوی دیگر نرخ تورم بالا، بیکاری و فقر بسیار در این کشور مشهود است.
علیرغم همه مشکلات، اظهارات روحانی در خصوص دفاع از آزادی و دموکراسی و دفاع از حقوق اقلیت ها و مهمتر از همه ترس از بازگشت دوران احمدی نژاد شرکت 75 درصدی مردم در انتخابات را رقم زد.
شاید انتخاب روحانی در سیاست خارجه ایران نیاز و الزامی بوده است، زیرا با توجه به اظهارات دونالد ترامپ در خصوص ایران و جهت مقابله با آن و همچنین اتحاد امریکا با کشورهای حوزه خلیج را تنها رئیس جمهوری اعتدالگرا مثل روحانی بتواند متعادل کند.
بعد از روحانی مسایلی از قبیل اینکه اقتصاد و سیاست در داخل کشور چگونه تقسیم خواهد شد، قدرت مرکزی چگونه شکل خواهد گرفت و چه کسی رهبر خواهد نیز مطرح شده است.
از سویی دیگر اقلیت ها که در این انتخابات حامی روحانی بودند نیز در ایران و اداره حکومت سهمی ندارند و بیشتر در مناطق محروم حضور دارند نیز خواهان حضور پرنگتر خواهند بود.
بحث بعدی مسایل اقتصادی این کشور است. در اصل بخش 80 درصدی اقتصاد این کشور تحت کنترل دولت است، ولی از این قسمت نزدیک به 40 در صد به دست سپاه پاسداران افتاده است.
سپاه بعد از جنگ عراق و ایران و در دوران سازندگی در داخل اقتصاد نفوذ کرده و در دوران خاتمی روند ادامه پیدا کرد ولی این میزان در احمدی نژاد بسیار افزایش یافت.
از سوی دیگر در مسایل خاورمیانه نیز خامنه ای و سپاه حضور فعالتری داشتند. یعنی در اصل آنها هم در اقتصاد و در سیاست خارجی حضور دارند. آنها حتی در سیاست خارجی و در حیطه وزارت امور خارجه بسیار راحت عمل می کنند.
همچنین حقوق شهروندی که روحانی وعده داده است و در قانون اساسی نیز ذکر شده تاکنون محقق نشده است. با توجه به تمامی مشکلات مطرح شده و از سوی دیگر با در نظر گرفتن دوره اول روحانی و سیاست خارجی آن احتمال بروز تنش بین روحانی و رهبر و یا سپاه و قوه قضاییه وجود دارد".
دکتر اسماعیل ساری کارشناس مسایل سیاست خارجی ایران به عنوان یکی دیگر از سخنران این پنل تصریح کرد:
"سیاست خارجی روحانی را در سه بخش می توان مطرح کرد؛ سیاست خارجی در داخل ایران٬ در منطقه خاورمیانه و در سطح بین الملل. این روند را باید با توجه به تحولات منطقه ارزیابی کرد.
اشغال عراق توسط امریکا نقش مهمی در جغرافیای خاورمیانه دارد. قبل از این آمریکا با ایجاد یک تعادل نسبی توانسته بود حالت پایداری در این منطقه حفظ کند. ولی بعد از اشغال عراق آمریکا در این منطقه وارد یک استراتژی جدید شد.
در این میان ایران از یک سو به دلیل نابودی دشمنانش در منطقه خرسند بود و از سوی دیگر نیز به دلیل اینکه در دو کشور همسایه عراق و افغانستان٬ نیروهای امریکایی حضور داشتند و اینکه از سوی امریکا محاصره شده بود٬ ناخرسند شد.
ایران بعد از این موضوع به فعالیتهای هسته ای خود سرعت بخشید و به گسترش حالت دفاعی خود در مقابل امریکا و در یک سطح بین المللی پرداخت.این روند شبیه رفتار ایران در سالهای اول انقلاب و صدور انقلاب به خارج از کشور بوده است و ایران در این دوره بیشتر به تحکیم جایگاه خود در منطقه پرداخت.
ایران در ابتدا از بهار عربی حمایت کرده و آن را بیشتر به عنوان یک حرکت و بیداری اسلامی و نشات گرفته از انقلاب ایران دانست. بحران سوریه مهمترین عنصر در سیاست خارجی ایران است.
بعد از برجام ایران با اعتماد به نفس حاصله از آن و با توجه به ذهنیت هلال شیعی قصد داشت تا در منطقه تاثیرگذار باشد. ایران با یافتن دوستانی در این منطقه در برابر تهدیدات احتمالی که ممکن است متوجه این کشور باشد مقابله و از بروز آنها ممانعت کرد.
دوره روحانی با سیاست های نرمتر ایران و آمریکا همراه بوده است. همچنین فرصت هایی که بهار عربی و خروج امریکا از عراق برای ایران فراهم کرد نیز باعث حضور قدرتمند ایران در منطقه شد.
ترس ایران از امریکا و کشورهای منطقه ای که از امریکا حمایت می کنند همیشه مطرح بوده است. در اصل سیاست خارجی ایران در حکومت اوباما نرم بوده است.
در دوره ترامپ پیش بینی می شود که واشنگتن در خصوص سیاستگذاری خود علیه ایران با کشورهای امریکا و عربستان و اسراییل حرکت کند و ایران نیز سیاستهای خود را در این خصوص تنظیم کند.
در دوره دوم روحانی پیش بینی می شود ایران از سوی امریکا مورد تحریم قرار گیرد و محدود شود. از این رو ایران تلاش به بهبودی روابط با کشورهای منطقه و نرم شدن روابط با انها خواهد نمود البته به غیر از عربستان و اسراییل و در این میان احتمال روی آوردن به ترکیه زیاد است.
news_share_descriptionsubscription_contact

