استانبول/خبرگزاری آناتولی
معلمان و دبیران مدارس ایران در دهها استان و روستاها و شهرهای کوچک و بزرگ این کشور مانند تهران، شیراز و غیره طی چند روز اخیر برای اعتراض به مشکلات معیشتی و تبعیض در حقوق و دستمزدشان دست از کار کشیده، با حضور در خیابانها و میادین تحصن و تجمع کرده و شعارهای اعتراضآمیز سرمیدهند.
این رخداد، چندمین اعتراض گسترده مردم ایران طی یک سال اخیر به شمار میرود که در این زمینه میتوان به تظاهرات مردم استانهای سیستان و بلوچستان (کشتن سوختبران)، خوزستان (کمآبی)، اصفهان (کشاورزان)، چهارمحال و بختیاری (طرحهای انتقال آب) اشاره کرد.
در همین راستا، نجات بهرامی، روزنامهنگار و نویسنده کتابهایی مانند «کودکان ایران؛ از حیات طیبه تا کار در چهارراهها»، «سالهای سراب» و «توسعه و بازار در برابر پوپولیسم» در گفتوگو با خبرگزاری «آناتولی» به بررسی اعتراضات معلمان پرداخت که در ادامه مشروح آن میآید.
- انگیزه معلمان ایران از اعتراضات و مطالبات آنها
خواسته معلمان در این تحصنها و تجمع هفته اخیر و همچنین هفتهها و ماههای پیش، مسائل معیشتی و در راس آنها نوع تصویب لایحه رتبهبندی است. قرار بوده است که 80 درصد از حقوق اعضای هیأت علمی دانشگاهها شامل معلمان نیز بشود. این مطالبه از ده سال پیش تاکنون گاهی در قالب طرح و گاه لایحه مطرح بوده و گاهی بصورت ناقص نیز تصویب شده است. امسال قرار بود 80 درصد حقوق اعضای هیأت علمی دانشگاهها به معلمان اختصاص یابد و به حقوقشان اضافه شود.
این مسئله، در دوره ریاستجمهوری سید ابراهیم رئیسی طی یک رفتوبرگشتی که بین دولت و مجلس قرار گرفت، قرار شد نمایندگان با تخصیص یک بودجه بسیار کم 12 هزار و 500 میلیارد تومانی این لایحه را تصویب کنند. معلمان گفتند که این دیگر لایحه رتبهبندی نیست، بلکه یک افزایش حقوق بسیار ناچیز است و هدف و منظور ما را برآورده نمیکند و نسبتی هم با آن لایحه رتبهبندی که سالها داریم درباره آن بحث میکنیم ندارد. در نتیجه با چند نامهنگاری و بعد تحصن و تجمعات هفتههای اخیر مخالفتشان را با این رویه اعلام کردند.
- ارتباط اعتراضات معلمان با دیگر مسائل و مشکلات کلان ایران
اعتراضات معلمان را نمیشود جدا از مسائل کلان و کلی اقتصاد ایران بررسی کرد. مطالبات معیشتی معلمان، اعتراضات صنفی کارگران، اعتصابات کارخانهها و شرکتهای مختلف در ایران زنجیرهای شده است و فاصله اینها هم سال به سال دارد کمتر میشود. این رخدادها، نشانه یک بحران جدی در اقتصاد کشورمان است. معلمان هم در این سالها بر اثر سقوط ارزش پول ملی، افزایش تورم و بحران اقتصادی فراگیر در ایران به زیر خط فقر رفتهاند.
![]()
تمام آموزگاران ایران زیر خط فقر اعلامی نهادهای جمهوری اسلامی هستند. ناگفته نماند که در سالها و دهههای گذشته هر زمانی که وضعیت مالی ایران بهتر بوده است، اضافه حقوقهای ناچیزی هم برای معلمان منظور میشد. بهعنوان مثال، در سالهایی که قیمت نفت و فروش آن بالا بود و از تحریمها خبری نبود، اتفاقات تقریبا مثبتی در وضعیت معیشتی معلمان افتاد، اما بصورت کلی خیر!
جهموری اسلامی در دو سه دهه اخیر بسیاری از نهادهای فرهنگی، حوزوی و ایدئولوژیک را تاسیس کرده و بودجه های کلانی را به آنها اختصاص داده، اما همین کار را برای نهادهای مهم و موثری مانند آموزش و پرورش انجام نداده است. بنابراین اعتراضات هفتهها و ماههای اخیر، رخداد جدیدی نیست و چندین دهه سابقه دارد. جمهوری اسلامی نیز جواب مثبت و روشنی به مطالبات معلمان نداده و باعث تداوم اعتراضات شده است. آنها احساس میکنند حقوقشان در چارچوب ساختار سیاسی و اقتصادی ایران نقض شده است.
- واکنش حکومت ایران به اعتراضات معلمان
در زمان سید محمد خاتمی برخورد با تجمعات معلمان خیلی بهتر از دوره محمود احمدینژاد بود. زمانیکه محمود فرشیدی وزیر آموزش و پرورش دولت او بود، نیروهای گارد ویژه را در پارکینگ ساختمان این وزارتخانه مستقر کردند و به آنها ناهار میدادند تا آماده باشند و به تجمع معلمان هجوم بیاورند. هرچند در دولتهای اصلاحطلب چنین برخوردهای ظاهری و چکشی با تجمع معلمان نمیشد، اما نه اینکه علیه آنها پروندهسازی نشود. یا مثلا اینطور نبود که بودجه وزارت آموزش و پرورش دولت اصلاحات چند برابر بشود. در مجموع، تفاوت زیادی بین دولتهای ایران در نگاه کلانشان به آموزش و پرورش شاهد نبودهایم.
برخورد منفی با معلمان نشانه نداشتن تدبیر کافی از طرف نظام سیاسی است. حدود 110 هزار مدرسه در ایران وجود دارد. این مدارس به کانونهای اعتراضی قدرتمند و منسجمی تبدیل شدهاند. حکومت مطالبات آموزگاران را برآورده نکرده و صدای کانونهای صنفی معلمان را در نطفه خفه و اعضای این کانونها را به زندانهای بلند مدت محکوم کرده است. بنابراین اعتراضات زیرزمینی شده و حتی به داخل و دفتر مدارس هم کشیده شده است. حکومت میتوانست از تشکل معلمان بهعنوان فرهیختگان جامعه نهایت استفاده را برای حل مشکلات نظام آموزشی ایران ببرد، اما حال این قشر را تبدیل به مخالفان سیاسی و ایدئولوژیک خودش کرده است. در سالهای آینده عواقب چنین رویکرد غلطی را خواهیم دید.
- اعلام همبستگی دیگر گروههای صنفی و سیاسی و اجتماعی با اعتراضات معلمان
اکثر گروهها با معلمان اعلام همبستگی کردهاند. این امر را در شبکههای مجازی دیدیم؛ چه بصورت فردی و چه گروهی خیلیها از معلم ها دفاع کردند. البته چون شبکهها و نهادهای اجتماعی و صنفی در ایران توسط حکومت سرکوب شده و از بین رفتهاند، یک شبکه منسجم و فعال و واقعی در داخل کشور نداریم که این اعتراضات را سازماندهی کند. فقط در حوزه معلمان کانونهای صنفی را داریم که آن هم زیر ضرب نیروهای امنیتی هستند، ولی بصورت حمایت رسانهای و حمایت اجتماعی ما شاهد هستیم که اکثر گروهها و افراد سیاسی و صنفی از مطالبات معلمان حمایت کردند.
- میزان توجه بودجه سال آینده دولت ایران به مشکلات و کمبودها و نیازهای معلمان
در بودجه سال 1401 خورشیدی دولت ایران که به مجلس تقدیم شده است، وزارت آموزش و پرورش از نظر میزان افزایش بودجه نسبت به سایر نهادها و وزارتخانهها در ته جدول قرار دارد. یعنی کمترین افزایش بودجه به آموزش و پرورش اختصاص یافته است. مثلا وزارت ارتباطات حدود 140 درصد افزایش بودجه داشته، اما برای آموزش و پرورش اگر اشتباه نکنم 14 درصد بوده است.
![]()
نگاه حکومت و دولت ایران به نهاد آموزش و پرورش بهعنوان بزرگترین وزارتخانه کشور، نگاه مصرفی و بودجهخوار است و اصولا دید مثبتی به این حوزه ندارند و کماکان مانند سالهای گذشته میخواهند از طرق دیگری نیروی انسانی را تامین کنند و قصد دارند همین فشارها بر زندگی معلمان باشد. بنابراین با توجه به این بودجه دولت، همان فقر و بحران حوزه مدارس و امکانات آموزشی بهویژه در استانهای محروم را شاهد خواهیم بود.
تنها شاخص نشاندهنده رویکرد حکومت در قبال آموزش و پرورش، نسبت بودجه این وزارتخانه با «جی.دی.پی» کشور یعنی به تولید ناخالص داخلی است. نسبت بودجه وزارت آموزش و پرورش به تولید ناخالص داخلی در سال 57 یعنی آخرین سال حکومت پهلوی، دقیقا پنج برابر سالهای اخیر بود. وقتی بودجه یک نهاد، یکپنجم بشود، درآمد کارکنان و امکانات مدارس نیز به همان میزان کم میشود.
- تفاوت نگاه حکومت به نهادهای آموزشی مختلف در ایران
سیاست کلانی حکومت در یک دهه اخیر کاستن از بودجه نهادهای فرهنگی و دولتی و افزایش از موسسات تازه تاسیس است که معمولا رنگ و لعاب مذهبی و ایدئولوژیک دارند. تعداد دانشگاههای شهریهای و تجاری در ایران بیشتر شده و به همان نسبت امکاناتی که دولت به دانشجویان دانشگاههای ملی میدهد کاهش یافته است. اکثر فرزندان مسئولین در مدارس خاص مانند «غیرانتفاعی»، «نمونه دولتی» و «تیزهوشان» تحصیل میکنند. بنابراین انگیزه برای حمایت از بقیه 90 درصد مدارس کشورمان که نیمهویران هستند، ندارند.
سه وزارتخانه آموزش عالی، آموزش و پرورش و درمان و آموزش پزشکی از نظر امکانات سختافزاری و نرمافزاری وضعیت بسیار بدی دارند. شیوه انتخاب اعضای هیأت علمی دانشگاهها طبق معیارهای یک سیستم آموزش عالی کیفی و مدرن نیست. این سه وزارتخانه با توجه به ساختار بسیار محکم و اساسی آنها که پیش از انقلاب ترسیم و طراحی شده، علیرغم تمام کمبودها و مشکلات هنوز نیروهای خوبی را تربیت میکنند.
هرچند پزشکان ایرانی هنوز حرف زیادی برای گفتن در سطح منطقه دارند، ولی مشکلات نظام آموزش پزشکی در کیفیت پایین خدمات مراکز درمانی بروز یافته است. شاگردان مدارس ما نیز در المپیادهای جهانی مدال میآورند، اما هم آنها و هم دانشجویان برتر دانشگاههای ایران برای مقاطع بالاتر تحصیلی به خارج میروند. این یک اتفاق ناخوشایند در حوزه آموزش و پرورش ایران است.
news_share_descriptionsubscription_contact

