03 مارس 2020•بهروزرسانی: 03 مارس 2020
تهران/ خبرگزاری آناتولی
محمد رسول اف، کارگردان مشهور ایرانی که جایزه خرس طلایی بهترین فیلم جشنواره برلین امسال را به دست آورد اما به دلیل ممنوع الخروجی نتوانست در مراسم اهدای جایزه حضور داشته باشد در مصاحبه با آناتولی گفت: حکم دوساله ممنوع الخروجی من تمام شده است. اما دسترسی به هیچ نهادی ندارم. بنابراین نتوانستم به برلین بروم. منتظر اجرای حکم یک سال زندانم هستم.
کارگردان فیلم «شیطان وجود ندارد» در پاسخ به این سوال که عدم حضورش در این جشنواره آیا برای او ناراحت کننده بود یا نه، گفت: در فضای خاکستری امروز ایران و بی اعتمادی مردم که برای من فضایی رنج آور است، بودن یا نبودن در یک فستیوال مساله ای نیست که به آن فکر کنم.
این کارگردان برجسته ایرانی که خود را تحت تاثیر «رنج مردم ایران» می داند، گفت: ناراحتی عمیقی از شرایط موجود دارم و به جای حضور در جشنواره ترجیح می دهم احساس همدلی با مردم داشته باشم.
یک روز پیش از آغاز هفتادمین دوره جشنواره فیلم برلین، همایون اسعدیان، رئیس خانه سینما در ایران با ارسال نامه ای از ابراهیم رئیسی، رئیس قوه قضاییه ایران درخواست کرد تا ممنوعیت خروج این هنرمند برداشته شود تا وی بتواند در برلیناله شرکت کند. رسول اف درباره دلایل ممنوع الخروجی اش از ایران به آناتولی توضیح داد: در سپتامبر 2017 و پس از نمایش فیلم «لِرد» در جشنواره کن وقتی به ایران برگشتم پاسپورتم از سوی نهادهای امنیتی توقیف شد. بعد از آن منجر به بازجویی و دادگاهی من شد. در نهایت دو سال ممنوع الخروج شدم. یک سال حبس قطعی دارم. همچنین دو سال از هر فعالیت سیاسی و اجتماعی منع شدم.
رسول اف می گوید حکم دو سال ممنوع الخروجی او تمام شده و درباره حکم زندانش توضیح داد: حکم هنوز اجرا نشده و من هیچ پیش بینی درباره اینکه کی اجرایی می شود ندارم.
فیلم «لرد» رسول اف در سال 2017 جایزه بهترین کارگردانی و بهترین بازیگر فیلم مرد را در جشنواره آنتالیای ترکیه از آن خود کرده است. رسول اف درباره داستان این فیلم گفت: این فیلم اشاره به فساد فراگیر و سازماندهی شده در سیستم دارد و جریان قدرت را نقد می کند.
همچنین فیلم «شیطان وجود ندارد» که خرس طلایی بهترین فیلم برلیناله را فتح کرد روایت سرنوشت چهار چهره است که حشمت، پویا، جواد و بهرام نام دارند. حشمت یک همسر و پدر نمونه است که هرروز سپیدهدم به سراغ کاری میرود که پر از رمز و راز است، پویا، حتی خواب نمیدیده که آدمکشی کند، با این همه یک روز ماموریت قتل میگیرد، جواد میخواهد معشوق خود را با درخواست ازدواجی باورنکردنی غافلگیر کند، اما غافلگیری معشوق او به همین یک مورد محدود نمیشود و بهرام که پزشک است، به جای اشتغال به کار خود، تارک دنیا شده است. او یک روز هنگام دیدار با یکی از بستگان خود داستانش را برملا میکند.