????????? ?????
07 دسامبر 2015•بهروزرسانی: 07 دسامبر 2015
استانبول/ خبرگزاری آناتولی
دکتر محسن صفایی فراهانی، معاون سابق وزیر اقتصاد، رئیس فدراسیون فوتبال و نماینده سابق مجلس ایران در گفتگو با روزنامه اصلاحطلب «اعتماد» به تشریح بحران کنونی ایران و دلایل و عوامل مختلف آن پرداخت.
به گفته او تاکنون "10 برنامه توسعه" در ایران اجرا شده، اما این کشور هنوز توسعه نیافته است. او دلیل این امر را اولا نبود "افق براي توسعه كشور در ٧٠ سال اخير" دانسته و میگوید دولت در ایران اعتقادی به توسعه ندارد و برای برنامهای که تدوین میکنند هم وزرایی که بتوانند آن را اجرا کنند ندارند. او منظور خود از دولت را چنین توضیح میدهد: "دولت به معني حاكميت نتوانسته برنامه را در خدمت جامعه و جامعه را در خدمت برنامه قرار دهد".
وی برنامههای تدوین شده در ایران برای توسعه را "يك سری آرزوهای مقطعی دستگاههای مختلف" توصیف میکند و حتی از آن فراتر میرود و با عبارت "سند بالادستي برنامه وجود ندارد"، بطور غیرمستقیم میگوید راس نظام در ایران تمایلی به توسعه ندارد.
صفایی فراهانی دلیل دیگر عقبماندگی ایران را نبود توسعه سیاسی دانسته و اشاره میکند "تا زماني كه ابزارهای توسعه سياسی به كار گرفته نشوند، توسعه اقتصادي راه به جايي نخواهد برد". وی یکی از نشانههای نبود توسعه سیاسی در ایران را "بحران در عدم مشاركت مسئولانه مردم در اداره كشور" میداند و تاکید میکند که "اركان جامعه از سطح خانواده، محله، شهر يا انجمنهاي صنفي و تخصصي، سنديكاها، احزاب در تهيه برنامه هيچ نقشي ندارند".
او یکی دیگر از مشکلات سیاسی ایران را عدم وجود مجلس "برآمده از احزاب ريشهدار" دانسته و افزوده: "ماداميكه در اين كشور احزاب فراگير نباشد، نميتوانيد توقع داشته باشيد كه اشخاص به صورت فردي به شما پاسخگو باشند".
او در این زمینه از ترکیه، به عنوان یک نمونه موفق در توسعه چنین یاد میکند: "نتيجه انتخابات حزبي و كسب قدرت از طريق صندوق راي و تشكل حزبي در تركيه كاملا تفاوت خود را نسبت به دولتهاي با ساختار نظاميگري در دو دهه گذشته نشان ميدهد. نتيجه مشاركت مردم در سرنوشتشان اين است كه تورم بالاي صددرصدشان تكرقمي شده، توليد ناخالصي آنها بيش از دو برابر ايران شده است. امروز براي يك تعطيلي از ايران يك ميليون گردشگر به تركيه ميرود. اين همان تركيه 40 سال پيش است كه درآمد سرانهاش نصف ما بود و اتباعش براي كار به ايران ميآمدند؟ ساختارشان تغيير كرد در نتيجه جامعه چفت و بست پيدا كرد. پاسخگويي دولت اين تحولات را رقم زد".
از دیدگاه وی مردم ایران "در جامعه امروز دخالتي در هرم و ساختار تصميمسازي ندارند"، در نتیجه "فرهنگ بيتفاوتي و مسووليتناپذيري حاكم ميشود، انسان فهيم، هوشيار و دانا در آن جايي ندارد، به كساني آدم زرنگ ميگويند كه در صف نميايستد، ماليات نميدهد، راحت دروغ ميگويد". او دولتها در ایران را نیز متهم میکند که "به خود اجازه هر كار و برخوردی را ميدهند و حرفهای آرماني و مردم فريب میزنند".
معاون سابق وزیر اقتصاد ایران دلیل دیگر توسعه نیافتگی ایران را "بحران اجتماعی" میداند. وی این امر چنین تشریح میکند: "دفتر مطالعات استراتژيك رياستجمهوري اخيرا گزارشي تهيه كرده كه به نظر من تكاندهنده است. نگرانيهاي فراواني را ايجاد ميكند. براساس مفاد اين گزارش اعتماد بين آحاد جامعه ايران به 10% رسيده است، شاخص صداقت و امانتداري به 8% و اين ارقام در كشورهاي حوزه اسكانديناوي بالای 70% درصد است، يعني جامعه به واقع دچار يك سقوط اخلاقي شديد شده است".
او در این زمینه ایران را با كره جنوبي مقایسه میکند که "در زمينه تحزب و رشد فضاي سياسي و توسعهيافتگي جامعه و كاهش نگرانیهای اجتماعی، در ارزيابیهای بينالمللی جزو 30 كشور اول دنيا است، در حالیكه ايران در اين ارزيابيها، معمولا جزو كشورهاي رده 100 به بالا است. وی با استناد به گزارش بینالمللی «لگاتوم» رتبه ایران در "اقتصاد را 105، امنيت 120، آزادیهای فردی 121 و سرمايه اجتماعي 115" دانسته و معتقد است "اين آمارها نشاندهنده اين است كه در تمام زمينهها دچار مشكل هستيم و فقط بحث اقتصادي نداريم و در ابعاد مختلف اجتماعی، فرهنگی و زيستمحيطی مشكلات قابل توجه داريم".
صفایی فراهانی در پایان مشکلات ایران را مربوط به تحریمهای اقتصادی ندانسته غرب و در پاسخ به سوالی در مورد احتمال "تغییر ایران" در دوره "پساتحريم" میگوید: "به نظر من اين لغات و الفاظ بيشتر ما را سرگرم میكند تا مشكل ما را حل كند. من اصلا پساتحريم را اين طور نمیبينم. مگر ما قبل از تحريم جامعه توسعهيافته و بیمشكلی بوديم كه تحريم در روند حركتمان خلل ايجاد كرده باشد؟"