استانبول/ خبرگزاری آناتولی
دکتر افشار سلیمانی، استاد روابط بینالملل و سفیر پیشین ایران در آذربایجان طی بیانیهای که یک نسخه از آن در اختیار خبرگزاری آناتولی قرار گرفته است، خطاب به مسئولین ارشد این کشور گفت: برخوردهای افراطی توسط نیروهای نظامی، انتظامی و امنیتی نه تنها مشکلی را حل نمیکند، بلکه آن را مضاعف و پیچیدهتر میکند.
وی افزود: تصمیمگیرندگان مایل نیستند واقعیات جامعه ایران را که انباشتی از مشکلات اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و امنیتی است، پذیرا باشند و راهکارهای علمی و کارشناسانه برای خروج از بحران ناشی از این مشکلات که با جانباختن مهسا امینی جرقه اعتراضات را متبلور کرد، بر اساس تبادل افکار میان نخبگان و متخصصان ارائه کنند و به کار ببندند.
سلیمانی همچنین گفت: بر اساس نظرسنجیهای نهادهای دولتی، اعتماد مردم به حاکمیت بواسطه عملکرد بد مقامات به شدت کاهش یافته و دستکم 75٪ آنها از وضعیت کشور در زمینههای مختلف، بهویژه اقتصادی و معیشتی ناراضی هستند. بیشتر آنها که جوانان 18 تا 30 ساله هستند، نسبت به آینده خود هیچ امیدی ندارند و صبرشان لبریز شده است.
او در ادامه خاطرنشان کرد: نام این اعتراضات را هرچه بگذارید، طرف مقابل شما اکثریت مردم ایران و در اولویت، زنان کشورمان هستند که شعار «زن ، زندگی، آزادی» را برگزیدهاند. دولت باید با آنها اعم از اینکه معترض و منتقد واقعی یا اغتشاشگر باشند، با سعه صدر برخورد کند و فرصت طرح مطالباتشان را در فضای آرام و امن بدهد.
از دیدگاه این کارشناس باسابقه علوم سیاسی، «بازداشت نمایندگان گروههای مرجع؛ مانند روزنامهنگاران، دانشجویان، ورزشکاران و هنرمندان نه تنها راه مناسبی برای خروج از این بحران نیست، بلکه مشکل را دوچندان و راه خروج از این وضعیت را پیچیدهتر، هزینهزاتر و مبهمتر میکند».
-پیشنهادها برای عبور از بحران کنونی
او در ادامه خطاب به مسئولین ایران اظهار داشت: در اولین فرصت و بدون فوت وقت، در یک اقدام ابتکاری با زندانیان سیاسی و بازداشتشدگان اخیر در یک جمع صمیمانه دیدار کنید، مهربانانه سخنان آنها را بشنوید و با هم تبادلنظر نمایید.
سلیمانی ادامه داد: یک لوییجرگه مشورتی تشکیل دهید و از همه کارشناسان، متخصصان، اندیشمندان و اساتید دانشگاهها از جناحهای مخالف و افراد مستقل در زمینههای تخصصی مانند جامعهشناسی و روانشناسی سیاسی و مدیریت دعوت و با آنها مشورت کنید.
وی همچنین تاکید کرد: جمهوری اسلامی ایران برای قرار گرفتن در ریل واقعی و خروج از بحرانهای چندجانبه داخلی و خارجی و کسب رضایت اکثریت مردم، بدون از دست دادن فرصت، باید تلطیف، شفافیت، آزادی، پاسخگویی، شایستهسالاری، عدالت و قانونمندی را جایگزین رویکردها و رفتارهای متضاد خصائل مذکور بکند.
*متن کامل بیانیه افشار سلیمانی خطاب به سیدابراهیم رئیسی، رئیسجمهوری، محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی و غلامحسین محسنیاژهای، رئیس قوه قضاییه ایران به شرح زیر است:
احتراما بنده افشار سلیمانی بهعنوان یک شهروند ایرانی که سابقه سه دهه فعالیت صادقانه در نهادهای مختلف جمهوری اسلامی را دارم و در دوره بازنشستگی بهسرمیبرم، ملتمسانه و دلسوزانه و بدون هیچگونه غرضی توجه شما را به نکات ذیل جلب میکنم.
1- بهنظر میرسد تصمیمگیرندگان مایل نیستند واقعیات جامعه ایران را که انباشتی از مشکلات اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و امنیتی است، پذیرا باشند و راهکارهای علمی و کارشناسانه برای خروج از بحران ناشی از این مشکلات که با جانباختن مهسا امینی جرقه اعتراضات را متبلور کرد، براساس تبادل افکار میان نخبگان و متخصصان ارائه کنند و بهکار ببندند. پاک کردن صورت مسئله و برخوردهای افراطی توسط نیروهای نظامی، انتظامی و امنیتی نه تنها مشکلی را حل نمیکند، بلکه آن را مضاعف و پیچیدهتر میکند.
2- براساس نظرسنجیهای نهادهای دولتی، اعتماد مردم به حاکمیت بواسطه عملکرد بد مقامات به شدت کاهش یافته و دستکم 75٪ مردم از وضعیت موجود کشور در زمینههای مختلف، بهویژه اقتصادی و معیشتی ناراضی هستند. بیشتر آنها که جوانان 18 تا 30 ساله هستند نسبت به آینده خود هیچ امیدی ندارند و صبرشان لبریز شده است تا بدانجا که حاضر به انجام هرگونه ریسکی هستند. ترمیم این اعتماد صرفا با بازنگری اساسی در راهبردها و شیوههای حکمرانی، صداقت حاکمان با مردم و مرجعیت نخبگان و متخصصان دلسوز و شایسته در اداره امور میسر است.
3- بازداشت نمایندگان گروههای مرجع از جمله تعدادی از روزنامهنگاران، دانشجویان، ورزشکاران و هنرمندان نه تنها راه مناسبی برای خروج از این بحران نیست بلکه مشکل را دوچندان و با توجه به بازتاب و تاثیر گسترده دخالی و بینالملی آن (ریتوئیت نام مهسا امینی دو برابر جمعیت ایران و تبدیل آن به تیتر اول جراید و سایتهای پرمخاطب جهانی نمونهای از بازخورد شرایط کنونی ایران است)، راه خروج از این وضعیت را پیچیدهتر، هزینهزاتر و مبهمتر میکند.
4- چنین مواجههای که برخلاف شعارهای مقامات دولتی مبنی بر آزادی بیان و انتقاد و اعتراض شهروندان ایران است، نشان از عدم احاطه دولت بر این امور و ناتوانی در اجرای اصول مصرحه قانون اساسی که خونبهای شهدای انقلاب اسلامی و میثاق ملی همسنوسالان ما که به آن رای دادهایم، دارد.
5- جمهوری اسلامی به هر دلیلی در موارد متعددی نتوانسته است ایران را بهٔدرستی و براساس آموزه های اسلامی و سفارشهای حضرت علی (ع) و استانداردهای علمی، آنگونه که شایسته است مدیریت کند و در مدیریت بحرانهای ناشی از همان سوءمدیریت از جمله بحران کنونی که اظهر من الشمس است، موفق نبوده است. بنیانهای اساسی مدیریت، تخصص و تقوای ستیز و پرهیز و شایستهسالاری به معنی واقعی آن است. رابطهسالاری، تملق و نفس اماره، بزرگترین آفات و خسارتبارترین عوامل در مدیریت کشور محسوب میشوند.
6- منطقی نیست که به هیچ عامل و مولفهای در تببین شرایط موجود توجه نشود و معترضان اغتشاشگر نامیده شوند. طبیعی است که وقتی چنین فضایی رخ میدهد، عوامل نفوذی و افرادی به قصد تسویه حساب شخصی نیز وارد صفوف اعتراضات و مرتکب اقدامات ناهنجار شوند، اما مسئولیت همین تبعات ناشی از اعتراضات مردم هم برعهده دولت و براساس اصل 27 قانون اساسی موظف است زمینه برگزاری تجمع و راهپیمایی قانونی معترضان وتامین امنیت آن را فراهم آورد و با مخلان امنیت برخورد قانونی کند.
7- تاکنون در راهپیماییهای حکومتی مانند 22 بهمن و غیره دولت متولی آنهاست هیچ مشکل خاصی به وجود آید. اگر با مجوز و نظارت سازمانهای ذیربط دولتی تجمعات اعتراضی نیز برگزار شود، صف نفوذیها و برهمزنندگان نظم و توهینکنندگان به مقدسات قابل شناسایی و کنترل خواهند بود. البته عوامل نفوذی آمریکا و اسرائیل نیز را باید قبل از این تجمعات، شناسایی وتسلیم قانون کرد. بدین ترتیب، صفوف براندازان و معترضانی که مطالباتشان را از جمهوری اسلامی مطرح میکنند روشنتر میشود و از زن همگی با یک چوب بهعنوان اغتشاشگر و برانداز و وابستگان دول خارجی جلوگیری خواهد شد.
8- مرحوم محمدرضا پهلوی برغم اینکه در لحظات پایانی سقوط سیستم شاهنشاهی خطاب به مردم ایران اعلام کرد که «من پیام انقلاب شما را شنیدم و قول میدهم دموکراسی را احیا و مشکلات اقتصادی را هم حل کنم»، اما دیگر دیر شده بود. شاید اگر یکسال یا بیشتر دست به اصلاحات اساسی در زمینه سیاستهای داخلی و خارجی میزد، میٔتوانست با کسب رضایت نسبی مردم، تخت سلطنت را حفظ و تسلیم ولیعهد وقت که امروز نیز قصد بازگشته قدرت را دارد، کند.
9- نام این اعتراضات را هر چه بگذارید، طرف مقابل شما اکثریت مردم ایران، بهویژه زنان کشورمان هستند که شعار «زن ، زندگی، آزادی» را بر گزیدهاند. دولت باید با آنها اعم از اینکه معترض و منتقد واقعی یا اغتشاشگر باشند، با سعه صدر برخورد کند و فرصت مطرح کردن مطالباتشان را در فضای آرام و امن و بدون دغدغه بدهد. معترضان حتی اگر مجرم باشند و محکوم به مجازات هم شوند، ایرانی هستند و حقوقشان نباید، پایمال شود.
پس هرچه سریعتر با مردم روراست باشید و فرصت را از دست ندهید و اگر میتوانید جبران کنید. کوچاندن مرحومه مهسا امینی به دیار باقی هم هرچند بسیار تلخ و حزنانگیز و محکوم است، اما اعتراض مردم فقط به کشتهشدن او نیست، بلکه از شرایط سخت زندگی و زیر سوال رفتن معنویات و شخصیت زنان و مردان و جوانان این مرز و بوم است.
10- جمهوری اسلامی ایران بهمنظور قرارگرفتن کشور در ریل واقعی خود و خروج از بحرانهای چندجانبه داخلی و خارجی و کسب رضایت اکثریت مردم بدون از دست دادن فرصت، باید تلطیف، محبت، شفافیت، آزادی، پاسخگویی، واقعبینی، عملگرایی، شایستهٔسالاری، عدالت و قانونمندی را جایگزین رویکردها و رفتاری متضاد خصائل مذکور کند.
11- اکنون ایران در وسط بحران ها و چالشهای چندجانبه داخلی و خارجی و کشور و ملت و نظام اسلام در معرض تهدیدهای جدی معلوم و نامعلوم قراردارد و برای رهایی از این وضعیت نگرانکننده، مولفه اساسی قدرت،پشتوانه ملی است و بدون آن هیچ مولفه دیگری قادر به حفظ ایران نخواهد شد. پس صادقانه ملت را دریابید!
12- سیاست خارجی موازنهمحور، تامینکننده منافع و امنیت ملی هر کشوری است و ایران از این قاعده مستثنی نیست. از سیاست خارجی منفعل و یکجانبه ایران، اکثر کشورهای همسایه، منطقه و جهان به نفع خود بهره میبرند. ایران باید این فرصت را با اعمال سیاست خارجی واقعبینانه و هوشمندانه و علمی از آنها بگیرد. نظام بینالملل قدرتمحور است و میزان و حجم بازیگری کشورها براساس جایگاه آنها در هرم این نظام است. خوشبین یا بدبینی نسبت به روند تحولات و دشمنی ابدی میان کشورها در تئوریهای رئالیستی روابط بینالملل جایی ندارد.
واقعبینی و باور به اینکه دوستی و دشمنی کشورها ثابت نیستند و آنچه ثابت است منافع ملی کشورهاست، باید در اولویت سیاست خارجی هر کشوری قرار گیرد. لذا باید عقلانیت و واقعگرایی و عملگرایی بر نفسانیت و آرزوها غلبه کند تا بتوان در روند یک حکمرانی خوب که تامینکننده توسعه و پیشرفت همه جانبه کشور ورفاه ملت باشد قرارگرفت. درغیراینصورت هیچ چشمانداز مثبت و روشنی که جوانان این مرز و بوم را امیدوار کند، مشاهده نخواهد شد.
در پایان این دردنامه برای ایجاد آشتی ملی و آغاز خروج از بحران کنونی چند پیشنهاد ارائه میکنم:
1- در اولین فرصت و بدون فوت وقت، طی یک اقدام ابتکاری با زندانیان سیاسی و بازداشتشدگان اخیر در یک جمع صمیمانه دیدار کنید، مهربانانه سخنان آنها را بشنوید و با هم تبادلنظر نمایید! در واقع، کرسی آزاداندیشی را از آنجا آغاز کنید و به صداوسیما و و دانشگاهها و رسانه ها تسری دهید. تصور میکنم پس از این دیدار دستکم بسیاری از بازداشتشدگان اخیر را از زندان آزاد خواهید کرد.
2- یک لوییجرگه مشورتی تشکیل دهید و از همه کارشناسان، متخصصان، اندیشمندان و اساتید دانشگاهها از جناحهای مخالف و افراد مستقل در زمینههای تخصصی متفاوت، بهویژه جامعهشناسی و روانشناسی سیاسی و مدیریت دعوت و با آنها مشورت کنید. نه حقالزحمه به آنها بدهید و نه پست و مقامی، اما دستکم هر ماه یک نشست با آنها برگزار کنید. ارتباط پیوسته را هم از طریق شبکه های مجازی که بهزودی رفع فیلتر خواهید کرد برقرار نمایید.
3 - صدا وسیما را واقعا ملی کنید و با مردم گفتگوی مستقیم داشته باشید و فقط متکلم وحده نباشید.
اگر این سه پیشنهاد به منصه ظهور برسد آثار مثبتی خواهد داشت. پیشنهادها و راهکارهای مهم دیگری نیز در ذهن دارم که اگر این روند به اجر درآید و پیش برود، متعاقبا مطرح خواهم کرد. امیدوارماز اینکه نظراتم را در محضر خداوند صریح و شفاف ارائه کردم آزرده خاطر نشوید و مقبول افتد و به کار آید!
با تجدید احترام
دکتر افشار سلیمانی
شهروند معمولی و سفیر اسبق ایران در جمهوری آذربایجان و تحلیلگر مسائل سیاسی و بینالمللی
تاریخ 8 مهر 1401 شمسی
news_share_descriptionsubscription_contact

