استانبول/ دکتر عباس فضلی*/خبرگزاری آناتولی
برخلاف این باور عمومی که روند دین و دیانت با سیر نزولی و نومیدکننده همراه است، بنده معتقدم که ادیان مختلف، بهویژه اسلام در آینده نه چندان دور پوستاندازی میکنند، تمدن پیشین خود را بازیابی خواهد کرد و دینگرایی و دینورزی تشدید خواهد شد.
یورگن هابرمارس، فیلسوف و جامعهشناس معاصر به رغم میل درونیاش، تاکید میکند که در جوامع دموکراتیک نباید عرصه را بر دینداران تنگ کرد و باید جایگاهی برای آنها در سپهر عمومی قائل شد. هانتیگتون که به برخورد تمدنها و رویارویی غرب و اسلام فرمان میداد پس از حادثه یازده سپتامبر نظرش را تغییر داد و بدون هیچ اشارتی به تز پیشین خود، این رخداد را از نگاه سیاسی مورد ارزیابی قرار داد.
شاید علت یأس و سرخوردگی برخی، رویکرد جمودانهای باشد که معرفت دینی را به قرائت خاصی معطوف میکند. افراد بیبهره دینورزی، از باب قاعده تعمیمپذیری سعی در القای بیدینی و سقوط مبانی ارزشی در سر میپرورانند و در این یأسگرایی با بنیادگرایان وجه اشتراک دارند.
ملاحظات تاریخی دو قرن اخیر نیز نشان میدهد که افول و سقوط باورهای دینی فرضیهای خام و ناسفته است. حضور هویتی و حقیقتی دین در کشورها و فرهنگهای گوناگون حاکی از زندگی آدمیان در سایه معنویت و دیانت است. ویکتور فرانکل که خود و خانوادهاش از قربانیان جنگ جهانی دوم بوده است علت کشتارهای میلیونی این جنگ را فراموشی خدا و معنا در زندگی میداند.
وجود احیاگرانی در طول تاریخ سه هزار ساله مکتوب بشری شاهد دیگری بر ماندگاری دین است. فراز و نشیبهای تاریخی دین حکایت امید و نومیدی پیروان ادیان است. کسانی در طول 1400 سال گذشته در برخی دورهها، فتوا به موت دین داده و مرگ دین و دینداری را با قاطعیت اعلام کردهاند، اما گذر زمان نشان داده که عنصر ذاتی دین با جوهر وجودی آدمی آمیخته شده است و قابل انفکاک نیست. حتی در پنجاه سال اخیر هم نداهایی از این جنس از زبان متولیان دین و گاه روشنفکران لائیک برخاسته، ولی حکایت دین همچنان باقی است و آن فرضیات و فتواها تحقق خارجی نیافته است.
دوران تثبیت
هویتسازی اسلامی مرهون کوششهای بیوقفه پیامبر به منزله رهبر و مؤسس دین جدید است. وی در همان آغاز برای گذر از جامعه جاهلی به اسلامی تمام توان خود را به کار بست و با ایجاد شاخصهایی به تفکیک بین مسلمانان و غیرمسلمانان همت گماشت. این دوره که منجر به تثبیت نظام اسلامی شد با شاخصهای زیر قابل بررسی است.
الف) اتحاد و همبستگی؛ به تعبیر ابن خلدون، پیامبر اسلام دو معجزه داشت؛ قرآن و دیگری اتحاد قبایل عرب. وی توانست قبایلی را که بهصورت پراکنده در عربستان زندگی میکردند و به هر بهانهای تن به نزاع می دادند، به زیر یک پرچم فراخواند.
ب) جهاد و شهادت؛ بهعنوان عنصری بسیار مهم در مدینه، مسلمانان را از دیگر گروهها جدا میساخت و در قالب سریه و غزوه مانع از نفوذ دشمن در صفوف آنها میشد. این که بخشی از آیات قرآن پیرامون جهاد و شهادت است، انعکاسی از همین رویاروییهاست که لازمه استقلال و جدایی بود.
پ) نماز و عبادت؛ در مدینه با توجه به گسترش دایره مسلمانی و استقبال مدنیها از پیامبر اسلام (ص) ساز و کار عبادت شکل منسجمی به خود گرفت و درخواست ایشان برای داشتن قبلهای مستقل، مستجاب شد و از آن پس مسلمانان به سوی کعبه نماز گذاردند.
ت) روزه و ریاضت؛ با آن که در تمام ادیان فعالیتهایی در جهت فروتنی جسمی برای احیای روح و روان جاری بوده است، در اسلام با تشریع روزه، مسلمانان را برای ترغیب مبارزه با هوس های نفسانی و احساس همدلی با دیگران آماده ساخت.
ج) حج؛ پیامبر اسلام پس از فتح مکه و زدودن بتهای درون کعبه، مسلمانان را به ادای سالانه حج فراخواند و خود با تشریع مناسک این فریضه در این کنگره عظیم شرکت کرد. مساجد به مثابه خانههای خدا در اقصا نقاط مکه و مدینه یکی دیگر ازجلوه های مسلمانی بود.
این موارد را میتوان پارهای از شاخصها برای هویتسازی مسلمانان قلمداد کرد که مقتضای تشکیل یک جامعه اسلامی است. البته به استناد آیات قرآنی، الگوهای فرهنگی و اخلاقی در بازخورد رفتارهای پیامبر، مکمل این شاخصهاست.
دوران پیشرفت تمدن اسلامی
پس از ارتحال پیامبر اسلام (ص) جامعه دچار تشتتهای سیاسی و حکومتی شد و مسلمانان به فرقههای مختلف تبدیل شدند. خوارج با نگاه بنیادگرایانه تعریفی مضیّق از مسلمانی ارائه داند و مباحث کلامی شیعه، معتزله و اشاعره شکل گرفت، ولی در قرن دوم هجری با نهضت ترجمه و اقتباس علمی و فلسفی از یونان، جامعه اسلامی وارد فاز جدیدی از توسعه شد و با پیشرفت حوزههای مختلف علمی، عرفانی، فلسفی و فرهنگی تمدن اسلامی شکل گرفت. برخلاف دوران اولیه که اعراب نقش جدی ایفا کردند، در این دوره دانشمندان غیرعرب در شکوفایی تمدن دخیل بودند. آنها با پرداختن به علوم مختلف موجبات ایجاد منحنی تمدن اسلامی را فراهم کردند.
لازم به ذکر است که در هر دورهای غلبه با یک دانش بود. فقه و فقاهت از دوره غیبت صغری تاکنون بالاترین غلبه را تجربه کرده است؛ در قرن سوم فلسفه در اوج بود و در قرن چهارم عرفان سیطره داشت. تفسیر و تاریخ و ادبیات در دورههای مختلف نشر و گسترش یافت و همانطور که اشاره شد، بیشتر این علوم را وامدار غیرعرب از جمله ایرانیان هستیم.
هرچند مجاهدان در سپهر در هویتبخشی با استناد آیات قرآن و روایات نبوی و علوی در صدر مینشینند (فضل المجاهدین علی القاعدین اجرا عظیما)، اما در دوره تکوین تمدن، دانشمندان نه بر مجاهدان، بلکه بر شهیدان هم تقدم دارند (مداد العلماء، افضل من دماء الشهدا). از طرفی سهم اعراب درهویتسازی بسیار مشهود بود، اما تمدن اسلامی عمدتا با کوششهای فکری غیرعرب شکل گرفت. در این میان خدمات متقابل اسلام و ایران بر کسی پوشیده نیست. همین امر، دلیل روشنی بر پذیرش اسلام توسط ایرانیان بود، چرا که بیگانه و دشمن با دین معامله فکری و هنری نمیکند.
تمدن اسلامی با زوایای دانشی اعم از علوم تجربی و علوم انسانی شکل نهایی به خود گرفت و در قرونی که اروپا در تاریکی بهسرمیبرد، مشرق زمین شاهد شور علمی و ایمانی بود. به اعتراف ویل دورانت و اولیری و گوستاولوبون تمدنی شگفت آمیزتر از تمدن اسلامی وجود ندارد.
جنگهای صلیبی و درگیریهای شدید بین دولت عثمانی و حکومت صفوی و نهایتا در قرن هیجده حمله ناپلئون به مصر آغازگر برخورد سیاسی- فرهنگی شرق و غرب بود که بعدها منجر به نوعی رویارویی و ایجاد جنبشهای بزرگ در خاورمیانه شد.
در جهان معاصر، طرح هویت بیانگر نوعی احساس بیهویتی است که پس از انقلابات جهان سوم دغدغه قهرمانان شد، اما به نظر میرسد این نگاه باعث نجات جوامع اسلامی نمیشود، چراکه هویتسازی به بهای نابودی هویت دیگران تمام میشود. در مقابل قرائت رسمی از دین، ما نیازمند بازخوانی تمدن دیرینه اسلامی هستیم که زیربنای آن سیالیت فکر و انطباق ارزشهای دینی با دستاوردهای جدید بشری در عرصههای مختلف حقوقی، فرهنگی و اجتماعی است.
تفسیرهای هرمنوتیکی و رسمیتبخشیدن به قرائتهای مختلف از دین و تجدیدنظر در پارهای از مسائل اجتماعی و اقتصادی منجر به پلورالیسم دینی میشود. همانطور که در دوران شکوفایی تمدن اسلامی، شاخصهایی چون اقتباس، تعامل و رواداری ضامن پیشرفت بود، امروز هم سخت به این شاخصها نیازمندیم.
*دکتر عباس فضلی، 58 ساله، فارغالتحصیل حوزه، دارای دکترای فلسفه، استاد معارف اسلامی دانشگاه هرمزگان و نویسنده آثاری مانند «سفرنامه هند» و «زیستن در نوشتن» است.
news_share_descriptionsubscription_contact



