استانبول/ علی آردی/ خبرگزاری آناتولی
طی چند سال گذشته به ویژه پس از حوادث جنبش سبز و افزایش بحران داخلی و خارجی ایران بسیاری از اندیشنمندان و تحلیلگران مانند دکتر مهرداد عمادی، مشاور اقتصادی و ایرانی اتحادیه اروپا، فرزانه روستایی و غیره از احتمال «پاکستانیزهشدن» کشورشان سخت گفته و هفتهنامه «تجارت فردا» نیز در اوت 2019 یک شماره کامل خود را به بررسی این تئوری اختصاص داد.
این مجله ایرانی در سرمقاله خود نوشت: به اعتقاد نویسندگان این نشریه درحالیکه کاهش قابل توجه سطح اعتماد عمومی و سرمایه اجتماعی مانعی بزرگ پیش روی اصلاحات ساختاری در اقتصاد ایران به شمار میرود، اقتصاددانان میگویند تداوم وضع موجود، منجر به پاکستانیزه شدن اقتصاد ایران میشود.
هنگام مطالعه در مورد پاکستان، چنان شباهتهایی با ایران دیده میشوند که اگر در متون سیاسی، اقتصادی، نظامی و امنیتی جای دو کشور را تغییر دهیم، در واقع خیلی فرق نخواهد کرد، به ویژه اینکه عنوان حکومتهای حاکم بر آنها نیز «جمهوری اسلامی» است.
-سپاه قدس ایران همزاد سازمان «آی.اس.آی. در پاکستان
همزاد نیروی قدس در پاکستان، سازمان اطلاعات داخلی موسوم به "آی.اس.آی" (Inter-Services Intelligence) اصلیترین سرویس اطلاعاتی این کشور است و توسط نیروی زمینی ارتش اداره میشود. سازمان اطلاعات و امنیت پاکستان در حال حاضر نقش بسیار تعیینکننده در معادلات فعلی آسیای میانه دارد. این سازمان، که تصمیمسازان آن از مقامات ارشد ارتش این کشور هستند، تمامی تمرکز خود را بر سیطره بر نقاط هدف خود قرار داده است.
ارتش پاکستان و به تبع آن ISI، مانند سپاه پاسداران با نیروی قدس و سازمان اطلاعات آن، مهمترین نهاد تصمیمساز در عرصه سیاستهای داخلی و خارجی کشورشان هستند. از اینرو، در برخی برههها میان دولت و نظامیان همگرایی وجود داشته و در برخی مواقع نیز واگراییهای منجر به تنش بر این رابطه حکمفرما بوده است. دولتهای نظامی مانند دولت ژنرال "پرویز مشرف" بهترین گزینه برای ارتش هستند. چرا که ارتش نیز با خیالی راحت نسبت به حفظ منافع خود در داخل و خارج از پاکستان با آرامش کامل در سیاستگذاری عمل میکند.
![]()
جمع این عوامل، اقتداری را به ارتش داده که قابل قیاس با دیگر ارکان قدرت در این کشور نیست. در واقع تعریف ارزش اجتماعی نهادها و مراکز غیرنظامی پاکستان بر اساس میزان دوری و نزدیکی به ارتش تعریف میشود. عباراتی همچون "ارتشی که کشور دارد"، "ارتش؛ دولتی در دولت"، "حکومت نامریی" و "پدر خوانده های مرموز" نیز گاهی در جراید این کشور و در توصیف جایگاه ارتش پاکستان درج میشود.
بینظیر بوتو، نخستوزیر فقید پاکستان این سازمان را "دولتی در دولت دیگر" و سرخود خواند که سیاستهای خارجی خود را دنبال میکند، اما "شجاع نواز" نظر وی را رد کرده و معتقد است که این سازمان تحت سیطره مرکز قدرت و ارتش پاکستان است و سرخود عمل نمیکند. در می 2009، رابرت گیتس (Robert Gates) -وزیر دفاع وقت- با حضور در برنامه 60 دقیقه شبکه CBS، خبر از ارتباط قوی سازمان اطلاعاتی پاکستان با طالبان جهت نفوذ کامل این کشور در افغانستان پس از ترک آن از سوی آمریکا داد.
در جولای 2010، ویکی لیکس اسنادی از آمریکا را فاش کرد که طی آن ISI حامی اصلی گروههای تروریستی علیه آمریکا و نیروهای بینالمللی در افغانستان شناخته شده بود. همچنین در آوریل 2011، مایکل مولن (Michael Mullen) -رئیس وقت ستاد مشترک ارتش آمریکا- به ارتباط سازمان اطلاعاتی پاکستان با فرقه تندرور "حقانی" اشاره کرد. با انجام عملیات ترور بن لادن در می 2011، عملا انگ رسوایی بر پیشانی ISI نشست. همانگونه که ترور قاسم سلیمانی فرمانده وقت سپاه قدس موجب سرافکندگی سازمان اطلاعات سپاه شد.
کتی گانون (Kathy Gannon) -خبرنگار خبرگزاری آسوشیتد پرس- پاکستان را به بهشت تروریستها و بالاخص طالبان افغانستان تشبیه کرده که برای سلطه بر نقاط هدف، حکم تفرجگاه و اندیشکده را دارد. به همان ترتیبی که از نظر کشورهای غربی و آمریکا، ایران به تشکیل و حمایت از گروههای شبهنظامی شیعه، بهعنوان گروههای تروریستی متهم است.
بنا به اعلام موسسه "گیت استون"، "کریس الکساندر" (Chris Alexander) -وزیر امور شهروندی و مهاجریت کانادا- که پیش از این سفیر کانادا در افغانستان و نویسنده کتاب مشهور "مسیر دراز: افغانستان تشنه صلح" بوده است، پاکستان را "حامی دولتی تروریسم" نامیده است. همچنین، "الکسیس پاولیچ" (Alexis Pavlich) -نماینده مطبوعاتی وی- تروریستها و بالاخص القاعده را همچون بازیچههایی در دست ISI خوانده که هر زمان مقامات ارشد این سازمان بخواهند به آنها تشویقی میدهند و در زمان خشم گرفتن بر آنها، سهمشان تنبیه است. افغانستان پیوسته عدم رضایت خود از پاکستان به علت حمایت از حضور تروریسم در این کشور را اعلام کرده است. درست همانگونه که سایر مقامات افغان از حمایت ایران از طالبان شکایت دارند.
-فعالیت های اقتصادی نهادهای نظامی-امنیتی در دو کشور
نگاهی به وضعیت اقتصادی پاکستان و ایران شباهت هایی غیرقابل باور را نشان میدهد که از نظرها دور مانده و لاجرم منجر به اتخاذ روشهای مشابه در حکومتهای هر دو کشور خواهد شد. وضعیت اقتصادی امروز پاکستان به همان اندازه اقتصاد تک محصولی وابسته به نفت ایران که با تحریم های آمریکا دیگر قادر به صدور نفت مانند سال های قبل نیست، نگرانکننده است. گزارش دولتی «سروی اقتصادی پاکستان» برای سال جاری که پیش از ارائه بودجه سالانه منتشر میشود، تصویری ناامیدکننده را از اقتصاد داخلی این کشور بیرون داده است.
![]()
تقریبا تمام شاخصهای مالی شاهد روند نزولی بودهاند. نرخ رشد اقتصادی پاکستان با کاهش تقریبا 50 درصدی از 6.2 به 3.3 درصد افت کرده است. پیشبینی میشود که این کاهش در سال آینده نیز ادامه یابد و به 2.4 درصد برسد؛ رقمی که پایینترین نرخ رشد در 10 سال گذشته این کشور خواهد بود. روپیه پاکستانی نیز از آغاز سال مالی جاری تا کنون یکپنجم ارزش خود را در برابر دلار از دست داده است و انتظار میرود که تورم در طی 12 ماه آینده به حدود 13 درصد برسد که باز هم در 10 سال گذشته بیسابقه خواهد بود.
در سوی دیگر بدهیهای درحال افزایش پاکستان است که هرساله حدود 30 درصد بودجه را میبلعد. پاکستان همچنان وام میگیرد تا بتواند قرضهای قبلیاش را بپردازد. این کشور اخیرا توافق دیگری را با صندوق بینالمللی پول برای بستهی کمکی 6 میلیارد دلاری امضا کرده است. مقایسه کنید با درخواست وام 5 میلیارد دلاری ایران از همین صندوق!
دولتهای پاکستان، یکی پس از دیگری، از اعمال قوانین مالیاتی سختگیرانهتر خودداری کرده؛ زیرا اعضای این دولتها همان «نخبگان» بودهاند که سابقه فرار مالیاتی چشمگیر دارند. ناکارآیی دولت در کنار فسادی گسترده که در این کشور حاکم است، این «نخبگان» را قادر ساخته از پرداخت مالیات طفره بروند. در واقع، برای این «نخبگان» رشوهدادن ارزانتر از پرداخت مالیاتشان است.
عین این شرایط در ایران نیز وجود دارد. وزیر امور اقتصادی و دارایی ایران فرار مالیاتی در ایران را براساس «برآوردها» بین 30 تا 40 هزار میلیارد تومان اعلام کرد. بودجهای که ارتش از بودجهی دولت دریافت میکند، علاوه بر درآمدی است که از عملیاتهای بزرگ تجاریاش -که شامل 50 نهاد تجاری با حدود 1.5 میلیارد دلار درآمد سالانه است- بهدست میآورد. ارتش پاکستان بهتازگی، در مواردی با تسهیل دولت خان وارد بخش استخراج معدن و نفت و گاز نیز شده است.
مقایسه بکنید با فعالیتهای اقتصادی قرارگاه سازندگی خاتمالانبیاء، از زیرمجموعههای سپاه پاسداران، که در حال حاضر «بزرگترین پیمانکار پروژههای دولتی ایران» است. بنابراین، ارتش پاکستان با وجود ثروتمندبودن، همچنان باری بر دوش اقتصاد این کشور است و از امتیازات ویژه برخوردار میشود.
اوایل ماه جاری، عمران خان تشکیل کمیته جدیدی را بهنام شورای توسعه ملی برای نظارت بر استراتژی رشد اقتصادی پاکستان اعلام کرد. جدا از تعدادی از وزرای مربوطه کابینه و مقامات کلیدی دولت، رییس ارتش نیز عضو این شورا است. این عضویت نشان میدهد که ارتش پاکستان همچنان در هرگونه تصمیمگیری درباره اقتصاد این کشور دست خواهد داشت.
توجه کنید که در پاراگراف های بالا اگر به جای پاکستان، کلمه ایران و بهجای ارتش پاکستان هم، سپاه پاسداران بگذاریم، انگار چیزی فرق نمیکند! نرخ رشد اقتصادی پاکستان با کاهش تقریباً 50 درصدی از 6.2 به 3.3 درصد افت کرده است. پیشبینی میشود این کاهش در سال آینده نیز ادامه یابد و به 2.4 درصد برسد؛ رقمی که پایینترین نرخ رشد در 10 سال گذشته این کشور خواهد بود.
مقایسه کنید با آمار مرکز آمار ایران که نرخ رشد اقتصادی ایران در 9 ماهه اول سال 1398 را اعلام کرده است. بر این اساس نرخ رشد اقتصادی ایران در این مدت با احتساب نفت منفی 7.6 درصد و بدون نفت صفر اعلام شده است.
در پاکستان مشکلات ریشهای و زیربنایی زیادی وجود دارد که ترکیبی از مسائل اقتصادی، سیاسی و اجتماعی است و منجر به افزایش رانتخواری، گسترش فقر و توزیع نابرابری میشود. در پاکستان برخی اقشار نخبه و خاص از نفوذ زیادی برخوردارند که در این میان میتوان به زمینداران ثروتمند و ارتش اشاره کرد. ایران نیز در تازهترین گزارش سازمان شفافیت بین المللی در مورد شاخص فساد اداری و اقتصادی در سال 2019 در بین 180 کشور در رده 146 قرار گرفت.
اختلاف طبقاتی موحش، سازمان امنیتی-نظامی غیرپاسخگو، رانتخواری و فساد گسترده، ایجاد و حمایت از گروههای تروریستی از مشخصههای مشترک هر دو حکومت ایران و پاکستان است. سازمان شفافیت بینالملل در گزارش سال 2018 خود ایران را از نظر گسترش فساد مالی در جایگاه 138 در میان 180 کشور قرار داد؛ که بدترین رتبه ایران در سالهای اخیر است.
نتایج بررسی نسبت اقلام هزینه های دهک دهم (ثروتمندترین) به دهک اول (فقیرترین) در ایران نیز بسیار قابل تامل است، بهطوری که در 6 سال اخیر متوسط هزینه تحصیل، هزینه رستوران و هتل، رفتوآمد، تفریح، پوشاک، اثاث منزل، سلامت، مسکن وهزینه خوراکی و آشامیدنی هر خانوار دهک دهم (ثروتمندترین) نسبت به یک خانوار دهک اول (فقیرترین) در سال 1390 به ترتیب 44 برابر، 41 برابر، 43 برابر، 35 برابر، 23 برابر، 26 برابر، 15 برابر و مسکن و خوراکیها هر دو 8 برابر بوده است. این میزان با افزایش چشمگیر در سال 1396 به ترتیب به 57 برابر، 56 برابر، 52 برابر، 49 برابر، 48 برابر، 40 برابر، 23 برابر، 10 برابر و 8 برابر رسیده است.
بانک جهانی در گزارش اخیر خود اعلام کرده است که ایران بیشترین افت تولید ناخالص داخلی را در جهان دارد. در گزارش بانک جهانی همچنین آمده اگر صادرات نفت ایران کاهش یابد رکود اقتصادی در ایران بیش از پیش تشدید میشود و نرخ تورم بالاتر خواهد رفت. همچنین گفته شده است که کاهش فعالیتهای اقتصادی به کم شدن درآمدهای مالیاتی دولت ایران منجر خواهد شد.
در شرایطی که با تشدید تحریمهای آمریکا که فروش نفت برای ایران سخت شده، دولت ایران در پی جایگزینی منابع دیگر درآمد حتی ریالی است. در ماههای اخیر صحبت درباره افزایش درآمدهای مالیاتی بسیار بوده و جدیدترین تلاش در این زمینه ثبت دستگاه کارتخوان پزشکان در "نظام سامانه فروش" است. با افزایش نجومی قیمت مسکن و اجارهبها در ایران، بحث مالیات بر عایدی مسکن شامل خانههای خالی و خانههای چندم هم بر سر زبانها افتاده است.
![]()
چالش مهمی که بانک جهانی در گزارش اخیر خود به آن اشاره کرده "حمایت از خانوارهای آسیبپذیر" است؛ این خود بنا به اعلام این سازمان، فشار مضاعفی بر منابع دولت و ارزش پول ملی ایران وارد میکند. آیا این آمار در مقایسه با آمار مربوط به پاکستان جالب توجه نیست؟
آیت الله روحالله خمینی رهبر انقلاب ایران به اصول سکولار و حکومت عرفی اعتقادی نداشت. او حکومتداری را بر اساس دین میخواست و استوار کرد. ایدئولوژی خمینی بر یک نسخه افراطی و سیاسی از اسلام شیعه متکی بود که غالباً با سنتهای دیرینه، این اعتقادات نیز در تضاد قرار میگرفت. اما برای اغلب هسته ایثارگران این نظام، حکومت دینی ایران به عنوان مهمترین آزمایش تحقق اراده پروردگار بر زمین باقی میماند. همین افراد نیز در دوران رهبری آیتالله علی خامنهای سکان قدرتمندترین ارکان حکومت را در دست گرفتند و با موفقیت با تلاشهای اصلاحی رؤسای جمهوری و مجلسهای مختلف مخالفت کردند.
به همین دلیل جمهوری اسلامی ایران هیچگاه در منطقه به یک دولت مسئول تبدیل نخواهد شد. همانطور که حکومت پاکستان در مناسبات بین المللی دولتی مسئول نیست و همواره مامن تروریستهاست. در ایران جمهوری اسلامی اجازه رقابت سیاسی واقعی به نیروهای مختلف نخواهد داد و اپوزیسیون سازمانیافته در کشور شکل نخواهد گرفت. این حکومت دست از جاهطلبیهای اتمی برنخواهد داشت و هیچگاه منافع آمریکا در منطقه را مشروع نخواهد دانست. انقلابیون هرگز از انقلاب خود دست نمیکشند مگر اینکه موجودیت خود را در خطر ببینند. در اینصورت چه شکلی از حکومت برای ایران متصور است؟
یک دولت و سیاست ایرانی از هزاران سال پیش وجود دارد؛ ایران برخلاف عراق و لیبی اختراع اروپا و تغییر نقشهی جهان پس از دوران استعمار نیست. در مقایسه با بسیاری از کشورهای عربی، ایران دارای یک پیشینیه سیاسی پرجنبوجوش، جامعه مدنی آگاه، مطبوعات پویا، نمایی از روشنفکران خلاق و طبقه متوسط بزرگ و تحصیلکرده است. تاریخ ایران از آغاز قرن بیستم کارزاری بوده از جدال طولانی میان مردمی که در جستجوی آزادی بودند با پادشاهان و روحانیونی که قدرت را ارثیه خود میدانستند.
پس سرنوشت جمهوری اسلامی ایران با توجه به شرایط داخلی و نیز بین المللی چه خواهد شد؟ تجربه تغییر رژیم در عراق که به باتلاقی برای آمریکا تبدیل شده است، مانع از تکرار مداخله نظامی علیه جمهوری اسلامی ایران از طرف آمریکاست. برخی میگویند که حمایت علنی از تغییر رژیم در ایران توسط آمریکا تمام امیدها برای مذاکره جهت مهار برنامههای اتمی ایران را از بین خواهد برد.
در طول چهل سال گذشته تقریباً تمام رؤسای جمهوری آمریکا به انواع مختلف کوشیده با ایران ارتباط و نوعی همکاری داشته باشند. از رونالد ریگان و رسوایی «ایرانگیت» در ماجرای مکفارلین و ارسال اسلحه برای حزبالله با هدف آزادی گروگانها در ایران تا تلاشهای بیل کلینتون برای یافتن روزنهای جهت کاهش تنشها و جُرج بوش که از یکسو دیکتاتوری آخوندها را به سُخره میگرفت، اما برای حل بحران افغانستان و عراق خواهان مذاکره ایران بود. باراک اوباما نیز با توافق اتمی تنها راه رسیدن رژیم به بمب اتم را هموار کرد.
هرچند دونالد ترامپ در هشتم ماه مه سال 2018 از توافق اتمی خارج شد و تحریمهای بیسابقه را علیه ایران اعمال و دستور کشتن سلیمانی را صادر کرد، اما خصومتهای ظاهری، منطق درونی رویکرد ترامپ در قبال ایران همچنان مشابه دولتهای پیشین آمریکاست؛ فشار بر ایران برای مذاکره. او نیز به دنبال توافق با حکومت ایران و اولین رئیسجمهوری آمریکاست که پیشنهاد ملاقات مستقیم با رهبران جمهوری اسلامی را داد. تعامل اروپا و همکاری گسترده چین و روسیه نیز بر همگان معلوم میسازد که خطری از طرف آنان نیز متوجه حکومت ایران نیست. آیا امکان تغییر شکل حکومت از طریق اعتراضات و خیزشهای داخلی ممکن است؟
تجربه انقلاب 40 سال پیش با توجه به نتایج آن، باعث شده که مردم به انقلابی دیگر اصلا فکر هم نکنند. شور های بدون رهبری و اعتراضات گوناگون هر از چند گاهی مردم مستاصل نیز با ماشین سرکوب بیرحمانه حکومت به شدیدترین شکل ممکن جواب داده شده است. در آبان ماه گذشته افزایش ناگهانی و اعلام نشدۀ بهای بنزین در ایران، چکهای شد که کاسۀ صبر شهروندان را لبریز کرد. آنان که پیش از آن نیز با مشکلات معیشتی شدیدی روبرو بودند، این افزایش «پنهانی» و پیشبینی نشده را تاب نیاوردند و پس از نیمروزی شگفتی و آشفتگی از شامگاه 24 آبان زبان به اعتراض گشودند. ناآرامیها با شتاب سراسر کشور را فراگرفت. همان روز ارتباطات اینترنتی با تلفنهای همراه در شهرهای پُرآشوب به اختلال کشیده شده و از فردای آن روز، شنبه 25 آبان، به دستور شورای امنیت کشور، قطع آن به تمامی کشور تسری یافت. مقامات دولتی اعلام کردند که این تصمیم به دلایل امنیتی اتخاذ شده است و زمان بازگشت آن نیز تا هنگامی که آشوبها ادامه دارد، تداوم خواهد یافت. این چنین سرکوب شهروندان معترض با قطع ارتباطات آنان با رسانههای آزاد آغاز شد.
%2F156941390.jpg)
دنیا عملا در مقابل سرکوب معترضین در ایران دست بسته ماند و باعث یاس بیشتر مخالفانی شد که به افکارعمومی دنیا و حکومتهای مدعی حقوق بشر اروپایی امیدی داشتند. لذاست که مانور مذاکره با آمریکا و عوامفریبی میتوان افکارعمومی را جلب کرد و برای مدتی دیگر ادامه حکومت را تضمین کرد. خصوصا اگر بتوان مانند پاکستان از کمکهای مالی سخاوتمندانه آمریکا نیز برخوردار شد.
این چیزی نیست که سپاه و سردمداران حکومت ایران آن را از نظر دور داشته باشند. با توجه به آنچه رفت و شباهتهای موجود، به نظر میرسد پاکستانی شدن حکومت ایران در آینده نسبتا نزدیک شاید اجتنابناپذیر خواهد بود.
news_share_descriptionsubscription_contact

